محمد مهدیمحمد مهدی، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره
پیوند مامانی وباباییپیوند مامانی وبابایی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره

محمد مهدی.بهترین هدیه خداوند

عکس ها وخاطرات گل پسرم

1393/6/30 20:36
نویسنده : مامان کوثر
466 بازدید
اشتراک گذاری

< 1ماهگی >     پسر گلم  موقع خوابیدن خیلی من و باباییتو و مادر جون و دایی جون و اذیت میکردی. آخه من و تو بابایی حدود 2ماه خونه ی پدر جونشون بودیم.تا ساعت 3و بعضی اوقات 5صبح بیدار میموندی و فقط در صورتی میخوابیدی که من یا بابایی یا مادر جون تو رو در طول اتاق دور بدیم.  تو حموم کردن که دیگه نپرس.وقتی وارد حموم میشدی تا مادر جون بشورتت گریه رو شروع میکردی تا وقتی که بیای بیرون.   بالعکس بچه هایی که میرن حموم خیلی خوب میخوابن تو اینطور نبودی و هر وقت که میرفتی حموم اون شب اونقدر سرمون بلا میاوردی تا بخوابی...      باهم بریم ادامه مطلب:

.....تقریبا 15روزه بودی.وقتی که باهات بازی میکردیم میخندیدی.  از نوزادی تا الان اصلا پستونک و شیشه دوست نداری و وقتی میذارم داخل دهنت پرتش میکنی بیرون.   اینم عکسهای 1ماهگیت:

 


 

   عشق مامان تو این ماه یه خورده ارومتر شدی تا الانم اگه غرغر میکردی فکر کنم به خاطر فتخت بود که درد داشتی وقتی عملت کردیم خیلی اروم شدی اما همچنان تو حموم کردن اذیتمون میکنی که امیدوارم با بزرگتر شدنت  این مشکل هم حل بشه.اینم عکسهای 2ماهگیت: بوس بوس از طرف من و بابایی برای عشقمون.

   گلم تو این ماه وقتی داخل کریر هستی و ازخواب بیدار میشی گردنتو بلند میکنی.تو این ماه پسر خوبی شدی وقتی از حموم میای بیرون سریع میخوابی و اون شبم اصلا من و باباییتو اذیت نمیکنی اما همچنان داخل حموم جیغ و داد میکنی.تازه یه اخلاق جدیدی پیدا کردی اونم اینه که برای خوابیدنت حتما باید بابایی تو رو داخل کریرت بذاره و کریر و به سمت جلو و عقب ببره تا تو نازم بخوابی .خب اینم یه مدلشه.  اینم عکسهای 3ماهگیت.

    تو این ماه کلا هر وسیله ای رو که میبینی دوست داری بگیری و بذاری داخل دهنت.جغجغه هاتو با دستهای کوچولوت میگیری و سریعا میذاری داخل دهنت.علاقه ی زیادی هم به عینک بابایی و دایی جون داری آخه فکر کنم خیلی خوشمزه باشه که تو اینقدر بهش علاقه داری.   اینم عکسهای پسر نازم:

     مامانی تو این ماه واکسن 4ماهگیتو که زدیم فقط موقع زدن یه خورده گریه کردی و وقتی که اومدیم خونه پسر خوبی بودی و اصلا گریه نکردی اما اون شب خیلی تب کرده بودی که من مجبور شدم برات شیاف تب بر بزارم.مامانی دیگه دستات کم بود میذاشتی داخل دهنت الان پاهات هم اضافه شدن با دستات پاهاتو میگیری و میذاری داخل دهنت.راستی یه خبر باحال گلم تو این ماه اولین مرواریدت در اومد.درست وقتی که واکسنتو زدیم غرغرهات شروع شدن همه بهم میگفتن اما من میگفتم که زوده.مثل اینکه حدس اطرافیانمون درست بود شما دقیقا 93/6/2 درست زمانی که فقط 9 روز داخل 5ماه شده بودی دندونت در اومد.اولین بار دایی جون فهمید که دندونت در اومد آخه دست دایی جون و گاز گرفتی. دومین مرواریدت هم یک هفته بعدش در اومد.

اینم عکس پسرم وقتی که واکسن 4ماهگیشو زدیم.

اینجا پسرم تعجب کرده میگه مامانی چیکار میکنی 

بعدش شروع میکنه به خندیدن.قربان بره مامانش  بكسل قلوب بكسل رومانسي بكسل فراشات بكسل فيونكات بكسل جديد ولطيف للمواضيع

       اینجا پسرم برای اولین بار روی زمین نشست. این گل تقدیم به پسرم با عشق

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)